تبلیغات
خاطرات یک خبرنگار

خاطرات یک خبرنگار
اگر خداوند آرزویی را در دل تو انداخت بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده 
نویسندگان

آپلود سنتر عکس رایگان"

خدایا شکرت

امروز یه بارونی بارید که نگو..آخه به علت گرد و خاک موجود، هوا خیلی آلوده بود

وقتی بارون شروع به باریدن کرد بیرون بودم و از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم اما..... وقتی که نگاه به لباس هام کردم دیدم همه شون گلی شده.(همون موقع یکی از دوستام بهم گفت که زیر بارون نرو چون کثیفه.اما کو گوش شنوا)

از این به بعد زیاد هیجان زده نشید تا اینجوری نشید

 




برچسب ها: خاطرات،  
[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ ساعت 23 و 22 دقیقه و 44 ثانیه ] [ سونیا محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سونیا محمدی خانمی که سعی می کند که هر روز به جلو پیش برود
زمان منتظر ما نمی ماند.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :