تبلیغات
خاطرات یک خبرنگار

خاطرات یک خبرنگار
اگر خداوند آرزویی را در دل تو انداخت بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده 
نویسندگان
به نام خدای که همه چیزم رو از اون دارم
سلام به همه ی دوستای گلم
غیبتم طولانی شده بود و به قول بچه ها "دی اکتیو" شده بودم، راستش تو این مدت زندگیم وارد فصل جدیدی شد و تغییرات به سرعت روی میداد و فرصتی برای پست گذاشتن برام باقی نمی موند هرچند با همه گیر شدن نرم افزار های شبکه های اجتماعی و تبادل اطلاعات به صورت لحظه ای دیگه کمتر کسی حوصله و وقت برای بروز رسانی وبلاگ و این چیزا داره با این وجود من که خیلی از برنامه ها رو از گوشیم حذف کردم و سعی کردم کمتر درگیر این فضا بشم و الان فقط برنامه وایبر، اینستاگرام و تلگرام و سایر برنامه های خود تلفن همراهم رو دارم. وقتی که یه مدت از این برنامه ها دور میشی تازه میدونیم زندگی یعنی چی...
سعی کنیم هرچند که سخته ولی از این فضا های مجازی دور بشیم تا که آسوده تر زندگی کنیم و بهتر به کارامون برسیم غرق شدن تو این برنامه های پیام رسانی خیلی از وقت مارو تلف میکنه. به هوای چند دقیقه چک کردن پیام ها و اتفاقات حسابمون به اینترنت وصل میشیم اما یکهو چند ساعت از وقتمون رو تلف کردیم..
باور کنید افراد مسن خانواده هامون نیاز به صحبت با ما دارند و از اینکه همگی ساکت یک گوشه می شینیم و کاری باهاشون نداریم افسرده میشن..
به زندگی بیشتر توجه کنیم...
   
         دور شدن خانواده ها از هم



[ جمعه 22 خرداد 1394 ] [ ساعت 13 و 11 دقیقه و 18 ثانیه ] [ سونیا محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سونیا محمدی خانمی که سعی می کند که هر روز به جلو پیش برود
زمان منتظر ما نمی ماند.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :