تبلیغات
خاطرات یک خبرنگار

خاطرات یک خبرنگار
اگر خداوند آرزویی را در دل تو انداخت بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده 
نویسندگان
كودك بازیگوش خیالت....
دوباره توپ یادت را در حیاط خاطر من انداخت....
خاطرت را برداشته و در به رویت باز كردم...
خواستم...
دادی ....فریادی...اعتراضی
تا دیگر این چنین جسورانه آرامشم را بر هم نزنی....
اما با دیدن لبخند شیرینت و نگاه شیطنت آمیزت....
با لبخندی خیالت را پس دادم....
جالب بود!!
درب خاطراتم را كه می بستم با خود زمزمه می كردم.....
می شود این توپ دوباره در حیاط این خانه بیفتد؟!!

http://webinsightlab.com/wp-content/uploads/2011/10/Unconscious-life.jpg



[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ ساعت 13 و 50 دقیقه و 50 ثانیه ] [ سونیا محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سونیا محمدی خانمی که سعی می کند که هر روز به جلو پیش برود
زمان منتظر ما نمی ماند.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :